جداول آزمون

تست نئو برای سنجش 5 عامل اصلی شخصیت می باشد. هریک از این 5 صفت اصلی شخصیتی شامل 6 جنبه دیگر هستند که باعث می شود این تست 30 ویژگی جزئی را نیز ارزیابی نماید.

صفت روان رنجوری(N)

مولفه
نمره خام
وضعیت نمودار
اضطراب N1
14
پایین
پایین
44%
پرخاشگری N2
19
بالا
بالا
59%
افسردگیN3
20
متوسط
متوسط
62%
حساسیت به خویشتن N4
22
بالا
بالا
69%
تکانشوری N5
12
پایین
پایین
38%
آسیب پذیری N6
9
پایین
پایین
28%

صفات باز بودن(O)

مولفه
نمره خام
وضعیت نمودار
تخیل O1
14
متوسط
متوسط
44%
زیباپسندی O2
18
پایین
پایین
56%
احساسات O3
15
پایین
پایین
47%
اعمال O4
8
خیلی پایین
خیلی پایین
25%
عقاید O5
25
خیلی بالا
بالا
78%
ارزش‌ها O6
11
خیلی پایین
خیلی پایین
34%

صفات توافق(A)

مولفه
نمره خام
وضعیت نمودار
اعتماد A1
10
خیلی پایین
خیلی پایین
31%
صراحت A2
29
خیلی بالا
خیلی بالا
91%
نوع دوستی A3
26
نامشخص
بالا
81%
تبعیت A4
16
متوسط
متوسط
50%
تواضع A5
26
خیلی بالا
خیلی بالا
81%
درک دیگران A6
26
خیلی بالا
خیلی بالا
81%

صفات برون گرایی(E)

مولفه
نمره خام
وضعیت نمودار
صمیمیت E1
6
خیلی پایین
خیلی پایین
19%
جمع گرایی E2
1
خیلی پایین
نامشخص
3%
قاطعیت E3
17
بالا
بالا
53%
فعالیت E4
18
متوسط
متوسط
56%
هیجان خواهی E5
11
پایین
پایین
34%
هیجان های مثبت E6
10
خیلی پایین
پایین
31%

صفات صفات با وجدانی بودن(C)

مولفه
نمره خام
وضعیت نمودار
کفایت C1
26
خیلی بالا
خیلی بالا
81%
نظم و ترتیب C2
10
خیلی پایین
خیلی پایین
31%
وظیفه شناسی C3
26
بالا
بالا
81%
تلاش برای موفقیت C4
24
بالا
بالا
75%
خویشتنداری C5
18
متوسط
متوسط
56%
محتاط در تصمیم گیری C6
17
متوسط
متوسط
53%

تفسیر تست نئو فرم بلند

تفسیر تست نئو فرم بلند

محتوای آزمون

الف: پنج عامل اصلی
چنان‌که قبلاً گفته شد، این آزمون دارای ۵ عامل یا شاخص اصلی است و هر شاخص ۶ مقیاس دارد. در اینجا به تفکیک، به ویژگی‌های هر شاخص و تفسیرهای مرتبط با نمره‌های آن پرداخته می‌شود.


روان رنجوری یا شاخص بی‌ثباتی هیجانی (N)
از جمله ابعاد گستردهٔ شخصیت، وضعیت سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و روان رنجوری یا روان‌نژندی است. اگرچه متخصصان امور بالینی، بسیاری از انواع ناراحتی‌های هیجانی از ترس اجتماعی، افسردگی تهییجی (نوعی افسردگی همراه با بی‌قراری) تا کینه‌توزی را تفکیک کرده‌اند، اما بسیاری از مطالعات جنبه‌های گسترده‌تری را نیز نشان داده‌اند (کاستا و مک‌ری، ۱۹۹۲). داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر، مبنای مقیاس روان رنجوری (N) را تشکیل می‌دهند.

تأکید بر به‌کارگیری واژهٔ «روان رنجوری» از آن‌روست که با واژهٔ «نروتیسیزم» (Neuroticism) که نام اصلی این شاخص است، نزدیکی بیشتری دارد. برانگیختگی عصبی و پرکاری سیستم اعصاب سمپاتیک نیز در همین راستا قرار دارد. در هر صورت، N دربرگیرندهٔ عناصری بیش از آسیب‌پذیری به ناخوش‌احوالی روان‌شناختی است. از آنجا که هیجان‌های مخرب در سازگاری فرد و محیط تأثیر دارند، در زن و مردی که دارای نمره‌های بالا در N باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که باورهای غیرمنطقی داشته باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانه‌ها نشان دهند و درجه‌های انطباق ضعیف‌تری با دیگران و شرایط فشار روانی داشته باشند

همان‌گونه که از نامش پیداست، بیمارانی که معمولاً گرفتار حالات نوروتیک یا عصبی می‌شوند، غالباً در شاخص N نمرهٔ بیشتری می‌گیرند (آیزنک و آیزنک، ۱۹۶۴). با این حال، شاخص N در آزمون NEO PI-R همچون سایر شاخص‌های این آزمون، جنبه‌های شخصیت بهنجار را می‌سنجد. افراد دارای نمرهٔ بالا ممکن است در خطر ابتلا به برخی اختلالات روان‌پزشکی باشند، اما نمرهٔ بالای N نشان‌دهندهٔ آسیب‌شناسی روانی نیست. ممکن است در مواردی نمرهٔ بالا دیده شود بدون آنکه اختلال روان‌پزشکی وجود داشته باشد

به‌طور کلی، افراد دارای نمرهٔ پایین در روان رنجوری یا روان‌نژندی، از نظر عاطفی افراد باثباتی هستند. این افراد معمولاً آرام، دارای خلقی یکنواخت و راحت‌اند و می‌توانند بدون برآشفتگی و مشکل رفتاری با موقعیت‌های بغرنج و فشار روانی روبه‌رو شوند. البته زمانی که نمرهٔ فرد بسیار پایین باشد، ممکن است به‌صورت «انکار هیجان‌های بهنجار» دیده شود و این نیز نوعی نابهنجاری محسوب گردد


برون‌گرایی (E)
همان‌طور که می‌دانیم، برون‌گراها افرادی اجتماعی هستند، اما **اجتماعی بودن** تنها یکی از ویژگی‌های این افراد در شاخص برون‌گرایی آزمون NEO PI-R است. افزون بر دوستدار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و میهمانی‌ها، این افراد در عمل **قاطع، فعال و اهل گفتگو** هستند. آن‌ها هیجان و تحرک را دوست دارند و به موفقیت در آینده امیدوارند. بازاریاب‌های موفق در کشورهای در حال توسعه و رشد یافته، نمونه‌هایی از افراد برون‌گرا هستند. مقیاس‌های شاخص E نشان‌دهنده علاقه افراد به توسعه صنعت و کار خود است (کاستا، مک‌ری و هولند، 1984). در حالی که برون‌گراها به روشنی قابل توصیف هستند، درون‌گراها را به آسانی نمی‌توان تعریف کرد. در برخی جنبه‌ها، درون‌گرایی را می‌توان به نبود ویژگی‌های برون‌گرایی نسبت داد. درون‌گراها افرادی محافظه‌کار، مستقل و کمتر در جمع شاخص هستند و اغلب تنها عمل می‌کنند. آن‌ها معمولاً خجالتی هستند و در مکان‌هایی که ترجیح می‌دهند، تنها می‌مانند. این بدان معنا نیست که آن‌ها دارای اضطراب اجتماعی هستند. درون‌گرایان به اندازه برون‌گراها سرخوش و فعال نیستند، اما افراد ناخشنود نیز نیستند. یکی از ویژگی‌های برجسته این افراد کنجکاوی است و آن‌ها علاقه زیادی به پژوهش دارند. این یافته در پژوهش‌های متعدد و مرتبط با طرح پنج عاملی شخصیت نشان داده شده است (کاستا و مک‌ری، 1980؛ مک‌ری و کاستا، 1987). با توجه به این نکات، به نظر می‌رسد شکستن قانون «همه‌یا هیچ» یا دو بعدگری «راضی – ناراضی»، «دشمنی – دوستی» و «برون‌گرایی – شرم» می‌تواند دیدگاه گسترده‌تری به شناخت شخصیت ارائه دهد. همکارانی که با نظریه یونگ آشنا هستند، باید توجه کنند که بعد برون‌گرایی مطرح شده در NEO PI-R از برخی جنبه‌ها با نظریه یونگ (1923) متفاوت است. از جمله، «درون‌نگری» و «تفکر انعکاسی» در نظریه یونگ مطرح شده است که با جنبه درون‌گرایی (متفاوت با درون‌نگری) لحاظ شده است. چنین وجوهی در شاخص باز بودن به تجربه‌ها در آزمون NEO PI-R گنجانده شده است. علاقه‌مندان می‌توانند برای بررسی جامع این بحث به مقاله مک‌ری و کوستا (1989a) مراجعه کنند.


بازبودن (O)
به عنوان یکی از ابعاد اصلی شخصیت، باز بودن به تجربه‌ها کمتر از عصبیت و برون‌گرایی در نزد اهل فن شناخته شده است. عناصر تشکیل‌دهنده‌ی باز بودن (تصورات فعال، حساسیت به زیبایی، توجه به تجربه‌های عاطفی درونی و داوری مستقل) اغلب در نظریه‌ها و ارزیابی‌های شخصیت نقش قابل توجهی داشته‌اند و معمولاً وحدت این ویژگی‌ها در یک شاخص مورد بررسی قرار گرفته است. شاخص باز بودن در آزمون NEO PI-R احتمالاً یکی از شاخص‌هایی است که بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است (برای اطلاعات بیشتر به کاستا و مک‌ری، 1985 مراجعه شود).

به عنوان یکی از ابعاد اصلی شخصیت، باز بودن به تجربه‌ها کمتر از عصبیت و برون‌گرایی در نزد اهل فن شناخته شده است. عناصر تشکیل‌دهنده‌ی باز بودن (تصورات فعال، حساسیت به زیبایی، توجه به تجربه‌های عاطفی درونی و داوری مستقل) اغلب در نظریه‌ها و ارزیابی‌های شخصیت نقش قابل توجهی داشته‌اند و معمولاً وحدت این ویژگی‌ها در یک شاخص مورد بررسی قرار گرفته است. شاخص باز بودن در آزمون NEO PI-R احتمالاً یکی از شاخص‌هایی است که بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است (برای اطلاعات بیشتر به کاستا و مک‌ری، 1985 مراجعه شود).

افراد «باز» کسانی هستند که در باروری تجربه‌های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آن‌ها سرشار از تجربه است. این افراد طالب بهره‌برداری از نظریه‌های جدید و ارزش‌های غیرمتعارف هستند و در مقایسه با افراد «بسته»، احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. معمولاً شاخص O یا «باز بودن» با هوش ارتباط مثبت دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر، نمره‌ی بیشتری در این مقیاس کسب می‌کنند. باز بودن بیشتر با جنبه‌هایی از هوش سر و کار دارد که کمتر در آزمون‌های هوش سنجیده می‌شوند، مانند تفکر واگرا که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد (مک‌ری، 1987).

مردان و زنان دارای نمره‌های پایین در این شاخص کسانی هستند که در رفتار متعارف و ظاهر محافظه‌کار به نظر می‌رسند. آن‌ها موضوع‌های رایج را بهتر از موارد نادر می‌پسندند و پاسخ‌های هیجانی آن‌ها نسبتاً آرام و تهیفه است. هرچند برخی شواهد وجود دارد که نشان می‌دهد باز یا بسته بودن در فرم دفاع‌های روانی مورد استفاده‌ی فرد اثر دارد، اما «هیستری بودن» نشان‌دهنده‌ی استفاده‌ی فراگیر از واکنش دفاعی نیست.

به زبان ساده، افراد «بسته» دارای دیدگاه‌های محدودتر و گستره‌ی علایق محدودتری هستند. همچنین، این افراد از نظر اجتماعی و سیاسی محافظه‌کارترند، اما نمی‌توان آن‌ها را مطیع و وابسته به منابع قدرت دانست. افزون بر این، «ایستادگی» را نباید با کینه‌ورزی یا مقابله‌جویی یا منابع قدرت هم‌سان دانست. این موارد را می‌توان به عنوان نشانه‌هایی از دارندگان تمره‌های بسیار پایین در شاخص توافق (A) مشاهده کرد.

برای قطب باز بودن باید یک وجه تمایز را در نظر گرفت: افراد باز، غیرمتعارف، مایل به زیر سؤال بردن منابع قدرت و علاقه‌مند به آزادی در اخلاقیات، امور اجتماعی و دیدگاه‌های سیاسی هستند. با این حال، چنین تمایلاتی نباید به معنای «مبنای غیر اصولی بودن» تعبیر شود. یک فرد باز می‌تواند سیستم ارزش‌گذاری متحرک و متحول خود را همراه با وجدان قوی در حد یک سنتگرا به کار گیرد.

به نظر بسیاری از روان‌شناسان، «باز بودن» ممکن است معادل سالم‌تر بودن به نظر آید، اما ارزش باز بودن یا بسته بودن، وابسته به ضرورت‌ها در موقعیت‌هاست و هم افراد باز و هم افراد بسته می‌توانند عملکردهای مفید در جامعه داشته باشند.

افراد «باز» کنجکاو، منعطف و مشتاق تجربه‌های جدید هستند. آن‌ها از نظریه‌ها و ارزش‌های غیرمتعارف استقبال می‌کنند و احساسات مثبت و منفی فراوانی را تجربه می‌کنند. باز بودن معمولاً با هوش، به‌ویژه **تفکر واگرا و خلاقیت**، همبستگی دارد، اما مترادف هوش نیست.

افراد «بسته» محافظه‌کار، کم‌انعطاف و دارای علایق محدودتر هستند. با این حال، بسته بودن به معنای اطاعت از قدرت یا فقدان استقلال نیست.


توافق (A)
همانند برون‌گرایی، شاخص توافق بر رفتارها و ارتباطات بین‌فردی تأکید دارد. فرد موافق اساساً نوعدوست است، با دیگران احساس همدردی می‌کند، مشتاق کمک به دیگران است و اعتقاد دارد که دیگران نیز همین رفتار را با او دارند.

در مقایسه، شخص ناموافق یا مخالف، خودمحور است، به قصد و نیت دیگران مظنون بوده و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. به نظر می‌رسد که این شاخص به سمت جنبه‌های مثبت اجتماعی و سلامت روانی سوق دارد و این امر در برخی موارد درست است. افراد موافق معمولاً محبوب‌تر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن).

در هر صورت، آمادگی برای دفاع از حق فردی اولویت دارد و داشتن توافق در صحنه‌ی نبرد یا دادگاه، برتری و فضیلت محسوب نمی‌شود، همان‌طور که داشتن دیدگاه انتقادی و شک علمی می‌تواند برای یک دانشمند حسن و فضیلت باشد. هیچ‌یک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی برتر نیستند. همچنین نمی‌توان تعیین کرد که کدام گروه از افرادی که در قطب‌های این شاخص قرار دارند، بهداشت روانی بهتری دارند.

هورنای (1925) دو تمایل عصبی را مورد بحث قرار داده است (حرکت در جهت مخالف دیگران و حرکت به سمت دیگران) که جنبه‌های بیمارگونه‌ی توافق و مخالفت را نشان می‌دهد. نمره‌ی پایین در A معمولاً با ویژگی‌هایی مانند اختلال شخصیت خودشیفته، ضداجتماعی و بارانوبید همراه است؛ در حالی که نمره‌ی بالا در A معمولاً با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد (کاستا و مکری، 1990).


وجدانی بودن (C)
یكی از موضوع‌های مهم در نظریه‌ی شخصیت، و به‌ویژه در نظریه‌ی روان‌شناسی، موضوع کنترل تکانه‌ها است. در روند تکوین و رشد فردی، بیشتر افراد می‌آموزند که چگونه کشش‌ها و نیازهای خود را اداره کنند. به طور کلی، ناتوانی در برابر تکانه‌ها و تمایلات نشان‌دهنده‌ی N بالا در افراد بالغ است. از سوی دیگر، کنترل خویشتن می‌تواند به فرآیند فعال طراحی، سازماندهی و اجرای وظایف نیز گفته شود. تفاوت‌های فردی در این زمینه، مبنای شاخص وجدان در آزمون NEO PI-R است. به طور خلاصه، دو ویژگی عمده: توانایی کنترل تکانه‌ها و تمایلات و به‌کارگیری طرح و برنامه در رفتار برای رسیدن به اهداف در شاخص C آزمون NEO PI-R مورد بررسی قرار می‌گیرند.

فرد وجدانی دارای هدف و خواست‌های قوی و از پیش تعیین شده است. باید توجه کرد که افراد انگشت‌شماری در جهان می‌توانند موسیقیدان برجسته یا قهرمان ورزشی شوند، بدون اینکه چنین ویژگی‌ای داشته باشند. دیکمن و تیکموتوجوک (1981) این شاخص را تمایل به موفقیت نامیده‌اند.

در جنبه‌های مثبت این شاخص، افراد دارای نمره‌های بالا در زمینه‌های حرفه‌ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند؛ و در جنبه‌های منفی، نمره‌ی بالا همراه با ویژگی‌هایی چون ایرادگیری‌های کسل‌کننده، وسواس اجباری به پاکیزگی یا فشار فوق‌العاده به خود در امور کاری و حرفه‌ای دیده می‌شود.

افراد دارای نمره‌ی بالا در C، افرادی دقیق و وسواسی، وقت‌شناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمره‌های پایین نباید افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانسته شوند؛ بلکه این افراد معمولاً دقت کافی را برای انجام کارها از خود نشان نمی‌دهند و در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند. برخی شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که نیاز به لذت‌طلبی و علاقه‌مندی به امور جنسی در افراد با نمره‌ی پایین، بیشتر از افراد با نمره‌ی بالا است (مکری، کاستا و یوش 1986).


مقیاس‌های آزمون NEO PI-R
هر یک از پنج شاخص آزمون NEO PI-R از حاصل جمع نمره‌های شش مقیاس به دست می‌آیند که به طور اختصاصی‌تر، نشانه‌های آن شاخص را اندازه‌گیری می‌کنند. تهیه‌کنندگان آزمون، چندین حسن در این زمینه برشمرده‌اند:

1. چندین مورد اندازه‌گیری: این اطمینان به دست می‌آید که برای سنجش هر شاخص، چندین مورد اندازه‌گیری به کار گرفته شده است. این موارد می‌توانند گستره‌ای وسیع از افکار، احساسات و رفتارهای مرتبط با آن شاخص را بسنجند. برای نمونه، شاخص عصبیت یا هیجانی بودن باید دارای مقیاس‌های اندازه‌گیری کینه‌ورزی، افسردگی، اشتغال به خود، تکانشوری، آسیب‌پذیری در برابر فشار روانی (استرس) و مقیاس اضطراب باشد. بنابراین، نمره‌ی یک شاخص باید گسترده‌ترین معنای آن جنبه از شخصیت را اندازه‌گیری کند.

2. افزایش ثبات درونی: داشتن چندین مقیاس مستقل موجب افزایش ثبات درونی می‌شود و بالطبع یافته‌های پژوهشی قابل بازیابی و تکرار را امکان‌پذیر می‌سازد. برای نمونه، هر یک از شش مقیاس عصبی به طور معنی‌داری با عاطفه‌ی منفی و کاهش رضایتمندی از زندگی ارتباط نشان داده‌اند (کاستا و مک‌ری، 1982). این موضوع نشان می‌دهد که شاخص N در ارتباط مستقیم و واضح با سلامت روان است.

3. تفاوت‌های بین فردی معنادار: امتیاز چند-مقیاسی کردن اندازه‌گیری پنج‌عامل، از آنجا نشأت می‌گیرد که تفاوت‌های بین فردی معنی‌دار در درون یک شاخص قابل مشاهده باشد. به دیگر سخن، وقتی برای بررسی تفاوت‌های بین فردی فقط به تفاوت بین شاخص‌ها نگاه شود، یافته‌های کمتری به دست می‌آید که به ویژگی‌ها و تفاوت‌های بین فردی در مقیاس‌های درون شاخص‌ها توجه داشته باشد.

برای نمونه، باز بودن شامل مقیاس‌های تخیلات، زیبایی‌شناسی، احساسات، فعالیت‌های ذهنی، نظرات و ارزش‌ها است. افراد دارای نمره‌های بالا در هر یک از این مقیاس‌ها، احتمال بیشتری دارد که در مقیاس دیگر همین شاخص نیز نمره‌ی بالایی داشته باشند، اما این فقط یک احتمال است. برخی افراد ذهن‌باز به مباحث نظری علاقه‌مند هستند، اما در برابر ارزش‌ها بسته و در برابر احساسات باز، اما در زیبایی‌شناسی محدود و بسته هستند.

این تفاوت‌های فردی در مقیاس‌های تشکیل‌دهنده‌ی یک شاخص طی زمان نسبتاً ثابت می‌مانند و اگر دیگران نیز درباره‌ی فرد نظر دهند، نتایج مشابهی به دست می‌آید (مکری و کاستا، 1990). بنابراین، این مقیاس‌ها باید به عنوان حقایق واقعی شخصیت دیده شوند و کمتر جنبه‌ی پراکندگی اتفاقی یا تصادفی داشته باشند.

بررسی مقیاس‌های شاخص‌ها می‌تواند واکاوی دقیق و ظریف از فرد یا گروه مورد مطالعه ارائه دهد. این مورد هنگامی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که نمره‌ی فرد در یک شاخص در حد وسط قرار گیرد.

برای نمونه، فردی که نمره‌های متوسط در شاخص توافق و نمره بسیار پایین در نوعدوستی و نمره بسیار بالا در تبعیت داشته باشد، بسیار متفاوت از فردی عمل می‌کند که دارای نمره مشابه (متوسط) در همین شاخص (A) است، اما نمره او در نوعدوستی بالا و در مقیاس تبعیت پایین باشد.

در پایان، اطلاعات اختصاصی حاصل از نمره‌های مقیاس‌ها در تفسیر ساختارها و شکل‌گیری نظریه‌ها اهمیت دارد. برای نمونه، «برون‌گرایی» با بهداشت روانی مرتبط دانسته شده است (کاستا و مک‌ری، 198F)، اما نگاه دقیق‌تر به اطلاعات به دست آمده روشن می‌کند که دو مقیاس صمیمیت و هیجان‌های مثبت ارتباط مستقیم و واضحی با بهداشت روان دارند، در حالی که شاخص هیجان‌خواهی فاقد چنین ویژگی است. این یافته‌ها در تبیین نظریه‌های مرتبط با سلامت روان اهمیت ویژه‌ای دارند.


مقیاس‌های روان رنجوری (N)
N1: اضطراب - بالا: نگران، ترسیده، مضطرب، پرتنش. پایین: آرام و راحت.
N2: خشم و کینه‌توزی - بالا: مستعد خشم آشکار یا پنهان. پایین: خونسرد و کم‌خشم.
N3: افسردگی - بالا: احساس گناه، غم، ناامیدی. پایین: کمتر تجربه می‌شود.
N4: خودآگاهی (شرم) - بالا: خجالتی، حساس، مستعد احساس حقارت. پایین: آرامش در موقعیت‌های اجتماعی.
N5: تکانشوری - بالا: ناتوانی در مقاومت در برابر هوس‌ها. پایین: کنترل میل‌ها.
N6: آسیب‌پذیری در برابر استرس - بالا: دچار آشفتگی در موقعیت‌های پراسترس. پایین: توانایی حفظ کنترل.


مقیاس‌های برون‌گرایی (E)
E1: صمیمیت - بالا: گرم، صمیمی، دوست‌داشتنی. پایین: رسمی و کم‌تماس.
E2: جمع‌گرایی - بالا: لذت بردن از جمع. پایین: تمایل به تنهایی.
E3: قاطعیت - بالا: پیش‌قدم، مسلط، رهبر. پایین: شنونده، کم‌جلوه.
E4: جنب‌وجوش - بالا: پرانرژی و فعال. پایین: آرام‌تر و کندتر.
E5: هیجان‌خواهی - بالا: علاقه‌مند به تحریک و هیجان. پایین: علاقه به محیط آرام.
E6: هیجان‌های مثبت - بالا: شاد، خوش‌بین. پایین: صرفاً کم‌هیجان.


مقیاس‌های بازبودن (O)
O1: تخیل - بالا: تخیل فعال و غنی. پایین: تمرکز بر واقعیت‌های ملموس.
O2: زیبایی‌شناسی - بالا: حساسیت به هنر و زیبایی. پایین: بی‌علاقگی به هنر.
O3: عواطف - بالا: تجربهٔ هیجانات شدید و متنوع. پایین: هیجانات یکنواخت و سطحی.
O4: کنش‌ها - بالا: تنوع‌طلبی در فعالیت‌ها. پایین: مقاومت در برابر تغییر.
O5: دیدگاه‌ها - بالا: کنجکاوی فکری، ذهن باز. پایین: علاقهٔ محدود.
O6: ارزش‌ها - بالا: آمادگی برای بازنگری ارزش‌ها. پایین: محافظه‌کاری و پایبندی به سنت.


مقیاس‌های توافق (A)
A1: اعتماد - بالا: خوش‌بینی به دیگران. پایین: بدبینی و بی‌اعتمادی.
A2: سادگی (بی‌ریایی) - بالا: صادق، بی‌ریا. پایین: تمایل به فریب یا چاپلوسی.
A3: نوعدوستی - بالا: کمک‌کردن و مهربانی. پایین: تاحدی خودمحور.
A4: تبعیت - بالا: اهل گذشت، آرام، غیرپرخاشگر. پایین: رقابتی و گاه پرخاشگر.
A5: تواضع - بالا: فروتن. پایین: خودبرتربین.
A6: نرمش در برابر دیگران - بالا: همدل، دلسوز. پایین: سخت‌گیر و عقل‌محور.


مقیاس‌های وجدانی بودن (C)
C1: شایستگی - بالا: احساس توانایی و کنترل. پایین: احساس ناتوانی.
C2: نظم - بالا: منظم، مرتب. پایین: بی‌برنامه.
C3: وظیفه‌شناسی - بالا: پایبندی اخلاقی زیاد. پایین: تساهل بیشتر در اصول.
C4: تلاش برای موفقیت - بالا: جاه‌طلب، پرتلاش. پایین: کم‌انگیزه.
C5: نظم درونی (پیگیری) - بالا: توانایی ادامهٔ کار تا پایان. پایین: تعلل، توقف زودهنگام.
C6: انعطاف‌ناپذیری - بالا: دقیق، محتاط. پایین: خودجوش، گاه عجول.