سطح اداری نشان میدهد که مدیریت مدرسه چگونه امور اداری، تدارکات، نظم سازمانی، حمایت از معلمان و ارتباط با اداره منطقه را پیش میبرد.
وقتی مدرسه در این سطح متوسط قرار میگیرد، یعنی عملکرد مدیریتی نه ضعیف است و نه کامل؛ بلکه بین دو وضعیت در نوسان است.
ویژگیها
۱) مدیریت مدرسه عملکرد قابل قبول دارد اما همواره پایدار نیست
- مدیر مدرسه در بسیاری از موارد عملکرد مناسبی دارد؛ برنامهریزی میکند، جلسات میگذارد و امور را هدایت میکند. اما این کیفیت مدیریت ثابت نیست.
- گاهی تصمیمها منطقی، برنامهمحور و همراه با پیگیری هستند، اما در مواقع دیگر مدیریت دچار بینظمی، تاخیر یا تغییرات ناگهانی میشود.
- مثال:
- • در ابتدای سال تحصیلی برنامهریزی خوبی انجام میشود، اما پس از چند ماه نظم اجرا کاهش مییابد.
- • گاهی مدیر با معلمان جلسات منظم دارد، اما ماهها هیچ جلسهای برگزار نمیشود.
- نشانهها:
- • وجود دورههای “اوج مدیریت” و دورههای “رهاشدگی”.
- • تصمیمهای خوب اما ناپایدار.
- • وابستگی بیش از حد به شرایط روز.
۲) امکانات آموزشی تا حدی فراهم میشود
- مدیریت مدرسه توانایی تأمین بخشی از ابزارها و تجهیزات آموزشی را دارد، اما این تامین کامل یا پایدار نیست.
- بعضی از نیازهای آموزشی رفع میشود و بعضی دیگر به تعویق میافتد یا فراموش میشود.
- مثال:
- • برخی کلاسها ویدئوپروژکتور دارند، اما برخی دیگر ندارند.
- • بخشی از مواد کمک درسی خریداری میشود، اما بخش دیگر به زمان نامشخص موکول میشود.
- نشانهها:
- • نیازهای اعلامشده معلمان گاهی تأمین میشود و گاهی نه.
- • بودجهبندی تدارکات شفاف نیست.
- • موجودی تجهیزات مدرسه نامتوازن است.
۳) انتظارات مدیر مشخص است اما گاهی متناقض میشود
- مدیر تلاش میکند انتظارات روشنی از معلمان داشته باشد، اما این انتظارات همیشه یکسان و هماهنگ نیست.
- گاهی سختگیری وجود دارد، گاهی بسیار آسانگیری میشود.
- گاهی معیارها مشخصاند، اما در زمانهای مختلف تغییر میکنند یا استثناهای زیادی دارند.
- مثال:
- • ابتدا بر حضور بهموقع و نظم تأکید زیادی میشود، اما بعد از مدتی این قوانین سست میشود.
- • مدیر بر استفاده از طرح درس تأکید میکند، اما خودش آن را پیگیری نمیکند.
- نشانهها:
- • معلمان نمیدانند کدام بخش از دستورالعملها «واقعاً جدی» است.
- • قوانین مدرسه قابل پیشبینی نیست.
- • گاهی دو پیام متفاوت از سوی مدیریت داده میشود.
۴) روابط مدیر–معلمان عموماً خوب اما گاهی پرتنش است
- روابط انسانی بین مدیریت و معلمان عموماً مثبت است، اما این رابطه پایداری کامل ندارد.
- در برخی دورهها ارتباط دوستانه و مشارکتی وجود دارد، اما در موقعیتهایی تنش، دلخوری و سوءتفاهم ایجاد میشود.
- مثال:
- • رابطه مدیر و معلمان در کارهای روزمره خوب است، اما در زمان ارزشیابی یا مواقع فشار، تعارض بالا میگیرد.
- • اختلاف نظرهای کوچک به دلیل نبود گفتوگو به سوءتفاهم تبدیل میشوند.
- نشانهها:
- • کارکنان به مدیر احترام میگذارند اما همیشه احساس امنیت کامل ندارند.
- • در جلسات گاهی فضای صمیمی و گاهی فضای دفاعی دیده میشود.
- • برخی معلمان احساس میکنند شنیده نمیشوند.
پیامدها
۱) کیفیت متوسط و ناپایدار آموزش
- وقتی مدیریت پایدار نیست، کیفیت تدریس و عملکرد آموزشی نیز یکسان و قابل پیشبینی نمیشود.
- در ماههایی، عملکرد مدرسه بالا است اما در دورههای دیگر افت میکند.
- مثال:
- • در ترم اول نظم آموزشی خوب است، اما در ترم دوم افت کیفیت مشاهده میشود.
- • ارزیابیهای عملکرد دانشآموزان نوسان زیادی دارد.
- • پیامد:
- • نتایج یادگیری پایدار نیست.
- • دانشآموزان یک تجربه آموزشی منظم و قابل اعتماد ندارند.
۲) فشارهای متناوب بر کارکنان
- چون مدیریت ناپایدار است، معلمان در برخی دورهها فشار سنگین و در برخی دورهها فشار کم تجربه میکنند.
- این نوسان باعث فرسودگی حرفهای میشود.
- مثال:
- • یک هفته تأکید شدید بر ارزشیابی و مستندسازی، هفته بعد رهاشدگی کامل.
- • زمانی مدیریت از معلمان تلاش مضاعف میخواهد، زمانی دیگر بدون پیگیری میگذارد.
- پیامد:
- • سردرگمی، استرس و نارضایتی شغلی.
- • بیانگیزگی یا مقاومت در برابر اجرای برنامهها.
۳) پیشرفت مدرسه وابسته به تلاش فردی مدیر
- مدرسه سیستم و ساختار مشخص ندارد؛ بنابراین پیشرفت مدرسه به شخصیت و انرژیِ خود مدیر وابسته است نه یک نظام پایدار.
- اگر مدیر پرانرژی باشد، مدرسه رشد میکند؛ اگر خسته یا بیانگیزه شود، عملکرد مدرسه افت میکند.
- مثال:
- • با تغییر مدیر یا حتی خستگی او در یک فصل، مدرسه دچار عقبگرد میشود.
- • برنامهها وابسته به تواناییهای فردی مدیرند نه فرآیندهای رسمی.
- • پیامد:
- • مدرسه پایدار نمیماند.
- • هیچ ساختار بلندمدتی شکل نمیگیرد.
- • کارکنان حس میکنند کیفیت مدرسه “شخصمحور” است.